تبليغاتX
حقوقدان پاریسی - یک صده
دیدگاهها و خاطرات

 

 ساعت ده می رويم دنبالش. كت و دامن سفيد رنگی پوشيده با حاشيه های توری، آن را به همين مناسبت خريده. كفشهای سفيدی به پا دارد كه روی آن گل دارد. موهايش را به دقت شانه زده و رژ صورتی رنگی بر لب دارد،  همرنگ لاك ناخنش. به خانه می رسيم. همه جا به زيبايی تزيين شده. روی ميزها پر است از سبد گلهای بزرگ و كارتهای تبريك. رز، اركيده، ... بشقابها و قاشقهای متعدد چيده شده در كنار كارت نام مهمانان نويد يك جشن حسابی را می دهد. حق هم همين است. صد سالگی چيز كمی نيست.

 

به آلبومی كه تهيه شده، نگاه می كنم. باورم نمی شود كه آن دختر نوجوان نشسته بر صندلی كه دامنی تا روی زانو پوشيده، گربه ای روی پا دارد، چشمهايش برق می زند و با شرم و لبخند به دوربين نگاه می كند، همين زن كوچك اندام سپيد مو باشد.

 

عكس بعدی او را در ارمك همراه هم كلاسيهايش در پانسيونی نشان می دهد. می گويد كه دختر كنار دستيش ارمك را در دو روز برايش دوخته بوده. دختري كه من و فرانسوا توانستيم با زحمت فراوان ردش را در پاریس پيدا كنيم.

 

عكسی از دوران خوشی. نامزدی و سپس در لباس عروسی.

 

عكس ديگری او را سوار بر دوچرخه نشان می دهد. زن جوانی كه سوار بر دوچرخه به مدرسه محل كارش می رود تا بتواند برای شوهر اسير در جنگش شكلات بفرستد.

 

نامه ها. نامه های شوهر اسيرش كه هميشه با « ژاكلين عزيزم » آغاز و با « تو و ايوت را در آغوش می گيرم و می بوسم » خاتمه می يابند. نامه هايی نوشته شده بر كاغذهايی زرد با آرم صليب سرخ. آرمی كه امنيت نامه ها را تضمين می كند و به خانواده های اسيران اطمينان می دهد كه عزيزانشان ـ هر چند اسير زندانند ـ اما دست كم در تنگنای بی نامی و بی قانونی گرفتار نيستند و علی الاصول از حداقل شرايط انسانی برخوردارند.

 

جشن پايان می يابد. کمی خسته به نظر نمی رسد اما راضی است.

 

ژاكلين عزيز، همان متنی را كه به فارسی در دفتر يادگاری حاشیه بته جقه ای نوشتم، تكرار می كنم. برايتان صد سالگی پر از سلامتی و شادی آرزو می كنم و اميدوارم بدانيد كه هنوز به وجودتان احتياج داريم.

 

 

+ نوشته شده در  Sun 17 Jun 2007ساعت 10:20 AM  توسط حقوقدان پاریسی  |