تبليغاتX
حقوقدان پاریسی - دل من سیاست ولی آبی رو خیلی دوس دارم، روزای روشن آفتابی رو خیلی دوس دارم (1)
دیدگاهها و خاطرات

اگر یک چیز در این دنیا باشد که من هرگز بهش عادت نکنم هوای سرد٬ ابری و بارانی است. الان که این را می نویسم هوا ۱۹ درجه بالای صفر است. چنان بارانی می آید که باعث شد قید با دوچرخه سر کار آمدن را بزنم و آسمان آنقدر تیره است که احساس می کنی دم غروب است.

من هیچ وقت این هوا را دوست نداشتم٬ حتی وقتهایی که عاشق بودم. (اصلا نمی فهمم عاشق بودن چه ربطی دارد به دوست داشتن هوای ابری، غروب و آهنگهای داریوش. شاید هم عشقهای رمانتیک ربط داشته باشند. معنیش این می شود که من هیچ وقت رمانتیک نبوده ام؟) من همیشه از آسمان آبی با یک خورشید بزرگ خوشم آمده است با گرمایی که حتی استخوانهای آدم را هم نرم می کند، مثل نقاشی بچه ها.

یادم می آید وقتی ایران بودم، تختم درست کنار پنجره بود. صبحها تا چشم باز می کردم، پرده را کنار می زدم ببینم آسمان آفتابی است یا نه. اگر بود بلند می شدم. اگر نه که ملافه را بالاتر می کشیدم و بی خیال دانشگاه می شدم. در حالی که فاصله خانه تا دانشگاه با ماشین بیشتر از ۱۰ دقیقه نبود!

وقتی آمدم فرانسه دیدم اگر بخواهم به همان منوال پیش بروم باید از ۳۶۵ روز ۳۴۰ روزش را بمانم خانه و نه سر کلاس بروم نه به هیچ کار دیگری برسم. با این حال نهایت تلاشم را می کنم که روزهای بارانی بیرون نروم. مثلا هر وقت می خواهم قراری بگذارم، اول هوا را چک می کنم تا خدای نکرده یک وقت خیس نشوم! هم چنان هم غر می زنم که دلشان خوش است هوا دارند پففففف... و اروپا فقط یونان، اسپانیا، پرتغال و جنوب فرانسه! 

یک فرق دیگر این که آن وقتها حسابی برای خودم وقت می گذاشتم. چون اصولا از کارهای هول هولکی بدم می آید و نه تنها از انجامش لذت نمی برم بلکه عصبی ام می کند. مثلا اگر ساعت ۱۰ صبح هوس می کردم بروم سینما نه برای ساعت ۱۲ بلکه برای سئانس ۵ بلیط رزرو می کردم. چون خوشم می آمد از آن حاضر شدن، وقت داشتن، وقت گذاشتن و مزه مزه کردن انتظار. بعد هم عجله ای نداشتم از جنس بدوم از هوای خوب استفاده کنم. چون اگر یک روز اردیبهشت بود و هوا خوب، نه تنها تا آخر روز بلکه تا ۴،۵ ماه دیگر هم هوا خوب بود.  ولی اینجا تا یک ذره آفتاب می شود بی هیچ وقت تلف کردنی می دوم بیرون. چون اگر هوا آفتابی است، معنیش این است که الان آفتابی است نه حتی تا ۱ ساعت دیگر. احتمالا همه هم این را می دانند. برای همین هست که با یک ذره آفتاب همه تو خیابانند و سعی می کنند از لباسهای خریداری شده در حراج تابستانی نهایت استفاده را بکنند!    

+ نوشته شده در  Fri 4 Aug 2006ساعت 12:31 PM  توسط حقوقدان پاریسی  |