دو شب پيش برای شام رفته بوديم بيرون. موقع برگشتن ديديم ده بيست نفری جلوی يك رستوران آمريكای جنوبی در حال رقص و پايكوبی هستند. كنجكاو شديم بفهميم چه خبر است.
"پينوشه ديكتاتور سابق شيلی مرد."
از داخل رستوران صدای موزيكی شاد به گوش می رسيد و همه به سلامتی مرگ او مشغول نوشيدن.
براي هر كس كه حقوق بين الملل خوانده است پينوشه معنای ديگری هم دارد. او كه مسوول مستقيم و غيرمستقيم قتل، شكنجه و به خصوص ناپديدی اجباری هزاران شيليايی بود، پس از سالها ديكتاتوری با تصويب قانون عفو عمومی كه پيش از همه خودش را شامل می شد، قدرت را واگذار و به سناتوری مادام العمر بسنده كرد تا در پناه قانون مزبور و مصونيت ديپلماتيك ناشی از سناتوری سالهای آخر عمر را به خوشی بگذراند. اما سفرش به انگليس در سال ۱۹۹۹ برای درمان، به كابوسی برای او و نقطه عطفی برای حقوق بين الملل تبديل شد. مجلس لردان انگليس – كه ركنی قضايی نيز هست - رایی بی سابقه صادر كرد مبنی بر بازداشت پينوشه به خاطر جنايات ارتكابی در دوران ديكتاتوری.
بگذريم كه پس از كش و قوسهای فراوان وی توانست به علت بيماری از محاكمه بگريزد. اما هزاران شيليايی سرانجام فرصت يافتند آنچه بر سر خود و بستگانشان آمده بود را فرياد بزنند و ژنرالهای مستبد دوران ديكتاتوری را به پای ميز محاكمه بكشانند. از سوی ديگر رای فوق آغازی شد برای دهها حكم بازداشت ديكتاتورهايی كه ديگر جرات سفر به هيچ كشوری را ندارند و مجبورند هميشه با اين ترس زندگی كنند كه روزی چون ميلوسويچ گرفتار آيند و روزهای آخر عمر خود را به جای سواحل گرم اقيانوس آرام پشت ميله های زندان سپری كنند.
پینوشه دیروز به خاک سپرده شد در حالی که دهها هزار نفر با نشان عکسهای قربانیان جنایتهای او به دوربینهای فیلم برداری مانع از این شدند که او به عنوان "قهرمان ملی" دفن شود.