امروز صبح از بخش امنیتی برای همه میلی فرستاده بودند که از ساعت ۱ تا ۲:۳۰ رفت و آمد به سمت چپ طبقه ۱۴ ممنوع است. من سمت راست طبقه ۱۴ کار می کنم و معمولا هم طرف چپ نمی روم مگر احتیاج به خودکار و منگنه و این چیزها پیدا کنم. بعد از ناهار وقتی رفتم دستشویی دیدم یک خانمی در حال شستن دستهاش تو روشویی است. تا با خودم گفتم چه قیافه آشنایی٬ وای دیدم بابا این که آنجلینا جولی است! وقتی آمدم بیرون دیدم همچنان مشغول شستن دستهاش است. (حالا یا من خیلی هپلی و عجولم یا او خیلی وسواسی!) تقریبا همان شکلی است که تو فیلمها می بینیم. البته خیلی بی رنگ و روتر و مسلما آن جلوه آنجلینا جولی روی صفحه بزرگ سینما را هم نداشت. موهایش را پشت سرش بسته بود و دامن کوتاه و بلوز پوشیده بود. با اینکه من خیلی بازاری پسند نیستم٬ ولی عجب پاهای لاغری! یه یه یه یه! (با این پاها تو Tomb Raider همه را قلع و قمع می کرد؟!)
تا از دستشویی آمدم بیرون هم چشمم به جمال آقای شوهر آینده روشن شد که منتظر ایستاده بود. قابل توجه بور پسندها: برد پیت به همان خوش قیافه ای و خوش هیکلی بود فقط قدش به آن بلندی که به خصوص بعد از دیدن فیلم تروا تصور می کردم٬ نبود.
بامزه اینکه فوری یاد دو نفر افتادم: اول نیک آهنگ کوثر که اینقدر آنجلینا جولی٬ آنجلینا جولی می کند و دوم خواهر کوچکم که کله ام را خواهد کند٬ اگر برایش تعریف کنم که این دو تا را از فاصله ۵ سانتی متری دیدم ولی نه تنها اصلا به ذهنم هم خطور نکرد که امضا بگیرم و این حرفها٬ حتی به روی خودم هم نیاوردم که می شناسمشان! (اینجا رز اضافه می کند: آنها باید از تو امضا بگیرند! مرسی!)
بد هم نیست که آدم به جای این همه درس خوندن و تز نوشتن و به چهل تا زبان زنده و مرده دنیا حرف زدن٬ چند تا فیلم هیجان انگیز بازی کند و بشود سفیر صلح و VIP! این برد پیت حیوانکی را بگو که اصلا اهل این حرفها نبود و چند وقتی است که استعدادهای پنهانش شکوفا و عشق به بشریت درش زنده شده!
خوب این بود گزارشی زرد از جریان بازدید VIP ها از محل کار ما!