تبليغاتX
حقوقدان پاریسی - بروکسل
دیدگاهها و خاطرات

بلاخره عاشق یک شهر شدم بعد از مدتها! عاشق کجا؟ بروکسل! تا حالا بلژیک نرفته بودم. به نظرم یک جای بیخودی می آمد مثل هلند. جمعه عصر در حال کار کردن بودم که فرانسوا (François) زنگ زد. دلش برایم تنگ شده بود٬ اساسی. با اینکه همدیگر را دو هفته یکبار می بینیم و با اینکه دوشنبه صبح زود پرواز داشت به مونترال، پیشنهاد داد که همدیگر را بروکسل ببینیم که تا او از فرانسه می رسد من هم از هلند رسیده باشم. اصلا عاقلانه نبود ولی خب به قول مادر بزرگ مرحومم جوانی است و هزار رنگها! اعتراف می کنم که چندان مایل نبودم. نه اینکه دلم برایش تنگ نشده باشد ولی از کارهای هول هولکی و برون برنامه ریزی قبلی زیاد خوشم نمی آید. انگار اول باید ذهنم را کم کم آماده کنم. داشتم من من می کردم که رز دخالت کرد: بابا برو. پاشو! کاری ندارد که. ساعتی یک قطار از لاهه می رود بروکسل. به من نگاه کن! با دوتا بچه مگر می توانم اینجوری آزاد و بی دردسر جایی بروم. باید یک هفته برنامه ریزی کنم برای یک مسافرت دو روزه و کلی باروبندیل ببندم. تا بچه نداری از موقعیت استفاده کن!

شال و کلاه کردم و راه افتادم. سریع ساکم را حاضر کردم و حتی رسیدم دوش بگیرم. قطار ساعت ۷ را گرفتم و ساعت ۹:۱۰ دقیقه بروکسل بودم که فرانسوا رسید. چه شلوغ! ماشین را تو یک پارکینگ پارک کردیم و از شانس ما نووتل یک اتاق داشت٬ آنهم چه اتاقی! تا از هتل آمدیم بیرون و به گراند پلاس رسیدیم، با یک کنسرت٬ رقص نور و آتش بازی عالی پذیرایی شدیم! انگار چند قرن به عقب برگشته بودیم! باورم نمی شد! چون اگر ۵ دقیقه دیرتر رسیده بودیم یا هتل دورتر بود، از دستش داده بودیم.

شام تو یک رستوران یونانی٬ با کلی نقاشی از خدایان یونانی٬ صبحانه عالی هتل و وان آب داغ. (اعتراف می کنم که عاشق هتل رفتنم٬ ۹۹ درصد به خاطر آن از خواب بیدار شدن تنبلانه، رفتن و صبحانه مفصل خوردن و بعد در وان آب گرم خوابیدن).

شنبه و یکشنبه فرصت کافی داشتیم که به بازدید برسیم. ۹۰ درصد جاهای دیدنی بروکسل در دو سه منطقه جمع شده. گراند پلاس (Grand place) که شهرداری (Hotel de ville) و موزه آنجاست و پله رویال (Palais Royal) که کلیسای سن میشل (Saint Michel)، پارک بروکسل٬ سابلن (Sablon)، کلیسای نترودام دو سابلن (Eglise Notre Dame de Sablon)، کاخ دادگستری (Palais de justice)، پارلمان و کاخ محل اقامت خانواده سلطنتی را به فاصله های کم در خود جای داده. از پارک سنکانتنر (Cinquantenaire) با آن دروازه باشکوه و موزه های کنارش هم نباید غافل شد. راستی تمام سطح گراند پلاس را هم با گلبرگهای گلهای مختلف طراحی و تزیین کرده بودند، به چه زیبایی! فضایی شاید به وسعت ۸۰ در ۵۰ متر. درست نمی دانم.

باید اعتراف کنم که طبیعت را خیلی دوست دارم ولی همان دو سه هفته تعطیلات سالانه یا بعضی آخر هفته ها کفایتم می کند. از دیدن پلها و بناهای زیبا همان قدر لذت می برم (یا حتی بیشتر) که از دیدن گلها و درختها. می دانم که در جایی مثل هلند افسردگی می گیرم. جایی که عبارت است از دوچرخه٬ کانال٬ قایق و دیگر هیچ! آها و البته باران! یکنواختی و تکرار به معنای واقعی کلمه. و همیشه فکر می کنم چطور آدم می تواند در شمال اروپا زندگی کند. بروکسل همانی است که من برای یک شهر می پسندم. مدرن با بی شمار بناهای قدیمی و شیک٬ مجسمه ها و کاخها. شهری که مدرن است و با شکوه. مثل پاریس٬ رم و لندن. 

خب دیگر باید دست به کار شوم برای پیدا کردن یک شغل در این پایتخت اتحادیه اروپا! به پیش!

+ نوشته شده در  Mon 14 Aug 2006ساعت 7:47 PM  توسط حقوقدان پاریسی  |