یادم می آید. ۳ سال پیش بود. یک روز شنبه من و دوست قرقیزستانیم رفته بودیم ویلا بورگیز که سابقا خانه دوک بورگیز و همسرش (پولت خواهر ناپلئون) بوده و حالا پارک بسیار زیبا و بزرگی است در رم. رفتیم یک قهوه بخریم، فروشنده فوری از من پرسید ایرانی هستم؟ خیلی تعجب کردم. گفتم بله ولی شما از کجا متوجه شدید؟ گفت که نمی داند ولی می فهمد. من یک بلوز شلوار ساده به تن داشتم، بدون آرایش بودم و با موهای کوتاه مشکیم می توانستم اهل هر کجا باشم.
حالا به محض دیدن هر ایرانی هر جا که باشم تقریبا محال است نفهمم ایرانی است. حالا می دانم چه رازی هست. نه لباس، نه مدل مو، نه رنگ پوست و مو، نه هیچ چیز دیگر. چون همه اینها می تواند مشترک باشد بین ترکها، عربها، افغانیها و خیلیهای دیگر. این راز در حالت صورت و به خصوص حالت نگاه نهفته است. بعید است یک ایرانی به چشمهای تو نگاه کند و نفهمی ایرانی است.