تبليغاتX
حقوقدان پاریسی - جنس نر
دیدگاهها و خاطرات

شايد اين جریان را شنيده ايد كه يك پسر ايراني در آسانسوري در كانادا به طرف خانمي كه از بخت بدش با او در آسانسور تنها بوده رفته و سينه هاي او را بوسيده است. كاري به اصل ماجرا ندارم. براي من استدلال او تقريبا همانقدر مهم است كه خود عمل : وقتي سينه هاي خانمها معلومند، نبايد از تمام افراد جنس نر انتظار داشته باشيد كه بتوانند خود را كنترل كنند. اگر بخواهیم بر همان اساس استدلال كنیم :

 

وقتي موهاي خانمي بيرون است، بايد انتظار داشته باشد كه مامور جنس نري او را توبيخ و حتي بازداشت كند.

 

وقتي مانتوي خانمي تنگ است، بايد انتظار داشته باشد كه عابر جنس نري به او دست درازی کند.

 

وقتي خانمي در ساعت 10 شب تنها در خيابان است، بايد انتظار داشته باشد كه عابر جنس نري به او تجاوز كند...

 

نگاه كنيم ببينيم اين استدلال از طرف چه كسي مطرح شده، دانشجوي دكتري مهندسي يكي از دانشگاههاي كانادا، فارغ التحصيل دانشگاه صنعتي شريف. بعد اين را بگذاريم كنار داستانی كه شخصا شاهدش بودم و هزاراني كه شما شاهدش بوده ايد و يا حتی به ذهن خودمان هم خطور كرده، بعد فكر كنيم كه چرا طرحهايي مثل طرح امنيت اجتماعي پيشنهاد و با قوت اجرا مي شوند و پشتيبان هم دارند. اين پشتيبانها هميشه هم اهل " فلان دهات دور افتاده و آدمهاي بي سواد و امل " نيستند. راه دور نرويم.

       

+ نوشته شده در  Sat 2 Feb 2008ساعت 11:21 AM  توسط حقوقدان پاریسی  |