تبليغاتX
حقوقدان پاریسی - کارت اقامت
دیدگاهها و خاطرات

 

چقدر از ساعت پنج و نيم صبح بيدار شدن متنفرم.

چقدر از از ساعت شش در صف پرفكتور* ايستادن متنفرم.

چقدر از اين كه ساعت شش 10 نفر جلوي تواند و ساعت نه 22 نفر متنفرم.

چقدر از آن جوان سياهپوست كه ساعت هشت و نيم مي آيد و با پوزلبخندي همان جلو مي ايستد و از همه جلو می زند متنفرم.

چقدر از اين كه عرب قد دراز كه در جواب اعتراض مودبانه فرانسوا وحشيانه فرياد مي زند قانون قانون زور است متنفرم.

چقدر از اين زن سياهپوست كه خودش را به ندانستن زبان فرانسه مي زند تا قبل از همه كارش راه بيفتد متنفرم.

چقدر از اين كه از سر ناتواني خودم و خشونت ديگران گريه مي كنم متنفرم.

چقدر از نژاد پرستي متنفرم اما چقدر از اين قبيل مهاجران هم متنفرم.

چقدر از رسه پيسه** با اعتبار سه ماهه متنفرم.

چقدر از اين كه اين داستان بايد يك بار ديگر تكرار شود تا بلاخره كارت اقامت موقت دار شوم متنفرم.

بگذريم. تعطيلات توسن*** را عشق است و يك هفته مسافرت را.  

 

* فرمانداري.

** برگه اقامت كوتاه مدت.

*** روز اول ماه نوامبر. روزي كه بر سر مزار درگذشتگان گل مي گذارند. 

 

+ نوشته شده در  Tue 30 Oct 2007ساعت 5:19 PM  توسط حقوقدان پاریسی  |