جشنواره كن از ديروز شروع به كار كرده و دو هفته هم ادامه پيدا ميكند. جشنواره ای که با همه رنگ و روغنش، فرش قرمز و ستاره هایش جای فیلمهای متفاوت است، فیلمهای غیرتجاری، فیلمهایی که آدم را با فکر کردن آشتی می دهند. خيلي وقتها مي شود از سينما كه بيرون مي آييم در فكر فرو رفته ايم، با ديگران در مورد موضوع فيلم بحث مي كنيم و نظر مي دهيم و مي شنويم. بعيد مي دانم يك فيلم حداقل در كوتاه مدت ذهن را مشغول نكند. در طولاني مدت هم حتما اين تاثير هست حتي اگر ناخودآگاه باشد. بالاخره مجموعه اي از حوادث و تجربه ها شخصيت ما را شكل داده اند و هر فيلم تاثيرگذاري يكي از اين حوادث است.
همه اينها را گفتم كه بگويم طرحي به مجلس فرانسه برده شده است براي حذف قانوني كه كمك به مهاجران غيرقانوني را مجازات مي كند. اين موضوع بعد از به نمايش درآمدن فيلم موفق خوش آمدید مورد بحث فراوان در رسانه و فضاي سياسي برجسته شد و ديروز هم در مذاكرات مجلس بارها و بارها از اين فيلم نام برده شد. این فیلم خوش ساخت (که حسابی اشک مرا در سینما درآورد) در مورد پسر كرد عراقي است كه با هدف فرار از جنگ و پيوستن به دختر مورد علاقه اش به كله (calais) مي رسد، با مربي شناي فرانسوي آشنا مي شود و سعي مي كند از طريق شنا خودش را به انگليس برساند.
پ. ن. ۱. اين قانون قديمي در عمل اجرا نمي شود. يعني اگر مشخص شود كه هدف فرد حقيقي يا حقوقي انساندوستانه بوده و هيچ نفع مالي از كمك به مهاجر غيرقانوني نبرده است، حكم به برائت شخص متهم داده مي شود. اما در همين سال قبل موجب دستگيري يا بازخواست بيش از 4500 نفر شده است.
پ. ن. ۲. فرانسه با حجم انبوهي از مهاجريني روبروست كه از مرزهاي ايتاليا و اسپانيا وارد مي شوند و هدفشان رفتن از طريق دريا به انگليس است. اين مهاجران معمولا افغاني يا عراقي يا آفريقايي انگليسي زبان هستند و در منطقه اي به نام كله زندگي كه چه عرض كنم ادامه حيات مي دهند. مردم منطقه يا سازمانهاي خيريه و حقوق بشري به اين افراد كمك غذايي مي كنند يا آنها را در منازل خود پناه مي دهند.
برای سالگرد ازدواجمان مردد بودیم بین مهمانی گرفتن، لندن رفتن و دیزنی لاند رفتن. بلاخره آخری را انتخاب کردیم و عجب انتخاب خوبی بود. اگر شیفته کارتونهای والت دیزنی هستید، دیزنی لاند را جادویی خواهید یافت. از قصر معروف زیبای خفته و دنیای کوچک گرفته تا دزدان کارائیب و کارناوال زیبای ساعت ۱۵: ۱۶.
پ. ن. ۱. بلاخره به آرزویم جامه عمل پوشاندم و سوار چرخ و فلک اسب دار (مانژ) شدم!
پ. ن. ۲. خیلی ممنون از همه دوستانی که برایم کامنت گذاشتند و میل فرستادند و خیلی از بابت اینکه نگرانتان کردم متاسفم. چاره دیگری نبود.
قصر زیبای خفته
بخشی از کارناوال
عجب تلخ است پشیمانیهایم ...
عجب خاکستری است این روزهایم ...
راستي شنيدم تو به فلاني (يكي از بستگان نزديك) دوستت را معرفي كردي. دختر خوبيه؟
از لحاظ تحصيلي كه از فلاني سره. فوق ليسانس مهندسي مي خونه. باباش هم خيلي پولدار و (در نتیجه) آدم حسابيه...
(با لحن كشدار و بي حال و تودماغي بخوانيد. از همان مدلهايي كه هر جمله شان يك دقيقه طول مي كشد كه تمام شود و معمولا مخصوص خانمهاي مثلا باكلاس تهراني است و هر جاي ديگر دنيا احتمالا فقط وقتي به شماره تلفنهاي قرمز زنگ بزنيد از اين نوع لحنها مي شنويد.)
منظورم مدركش نبود اين بود كه آدم مناسبي به نظر مي رسه؟
بد نيست. تنها اشكالش قدشه كه خيلي كوتاهه. آدم بايد بچه رو از همون بچگي ببره دكتر تغذيه تا قدش بلند باشه. تو پاني دختر دكتر فلاني رو كه ديدي چقدر قدش بلنده ...
خوب قد پسر مربوطه هم كه بلند نيست.
آره خوب ولي آدم بايد به فكر اصلاح نژادش هم باشه ...
سر و ته حرف را هم مي آورم. دلم مي خواهد موهايم را بكنم ولي به جاي اين كار اعصاب خرديم را با مونيتور در ميان مي گذارم و خواننده هايي كه حتما مي دانند چه مي گويم.
چنين مكالماتي حتي مجانيشان هم كلي ضرر است واي به حال اين كه دقيقه اي بيست سانتيم هم بالايشان بدهي.