احتمالا راجع به اظهارات برنار کوشنر وزیر امور خارجه فرانسه مطلب زیاد شنیده اید. شبکه فرانس ۵ یکی از برنامه های C'est dans l'air که برنامه بسیار جالبی است و هر روز عصر پخش می شود را به ایران اختصاص داد با عنوان از جنگ حرف می زنیم (On parle de guerre). کارشناسانی که حضور داشتند واقعا ایران را می شناختند و از آن دسته آدمهایی نبودند که وقتی راجع به ایران حرف می زنند یا دو تا شاخ روی سرت سبز می شود یا آنقدر عصبانیت می کنند که با خودت می گویی چه قحط الرجالی است که این ها شده اند کارشناس یا از فرط نگرانی شماره ایران را می گیری که ببینی اتفاق بدی نیفتاده.
در اغلب برنامه های به خصوص امریکایی از این دست یا اصلا از سوی طرف ایرانی حرف نمی زنند یا واقعا چیز زیادی از ایران نمی دانند یا آنقدر شلوغش می کنند که اصل مطلب گم می شود. اما در این میزگرد امکانات، شرایط، واقعیات، نگرانیها و انتظارات هر دو طرف ایرانی و "غربی" را خیلی واقع بینانه، روشن و جامع بررسی کردند. این هم ویدیوی برنامه برای کسانی که مایلند ببینند.
به ویدیویی که کتبالو معرفی کرده، نگاه می کنم. کاری به متن آهنگ و هدف آن ندارم که مدح و ثنایی دیگر است در طول تاریخ چاپلوس مآبانه ما از سوی "کمترین" ها به "ظل الله" ها . آن چه من نظام شاهنشاهی ندیده را تکان می دهد تصاویر دقیقه ۱۶: ۵ به بعد است. تصاویر آشنایی نیست؟ هجوم مردمی، تلاش بی حد برای "دست زدن" و "متبرک شدن"، سعی در رساندن نامه.
می شود هزار تفسیر از آن کرد. می شود گفت که حق این مردم همین است که هست. مردم چاپلوس و جاهلی که هر روز به رنگی در می آیند و معلوم نیست چه می خواهند. اما می شود دید که این مردم در حال غرق، همیشه به هر گیاهی تشبث جسته اند و از فرط ناامیدی همیشه در آرزوی رسیدن قهرمانی بوده اند که با فرمان شاهنشاهیش، شهبانوییش، امام زمانیش برایشان نانی، آبی، برقی، راهی، عدالتی یا بدیهی دیگر به ارمغان آورد.
قبل از این که به یک مهمانی ایرانی بروی همه اش نگرانی که نکند به شیک و پیکی دیگران نباشی.
قبل از این که به یک مهمانی غیر ایرانی بروی همه اش نگرانی که نکند زیادی شیک و پیک باشی!
امروز آقاي سركوزي و كابينه محترمشان جلسه هيات دولت را در استراسبورگ برگزار كردند. بعيد نيست اين خبر را در تلويزيون ايران پخش كنند تا نشان داده شود چقدر دولتهاي ديگر از دولت محبوب ما در ايران سر مشق مي گيرند!
نكته جالب، سفر نبود. اين بود كه برخلاف گزارشهاي مردمي ما، همه با اين اقدام موافق نبودند. از مهمترين سوالاتي كه مي شد اين بود كه اين اقدام چقدر خرج بر مي دارد و تا چه حدي به نفع مردم است. بدون ترديد سوالاتي از اين دست حتي پرزيدان سركوزي را وادار مي كند در مورد سفرهاي آينده بيشتر فكر كند. اين موضوع حكايت از آن مي كند كه آگاهي جمعي چقدر می تواند در اصلاح سياستهاي دولت نقش داشته باشد.
دوباره تولدم است. دوباره لاهه هستم. سومین تولد دور از ایران. دومین تولد تنها! یاد بالزاک می افتم. زن سی ساله! البته امیدوارم سرنوشت او را نداشته باشم!
خوب بزرگ شده ام!
امروز صبح با تلفن فرانسوا بیدار شدم که به فارسی تولدم را تبریک گفت. همان موقع زنگ در را زدند. آقایی با یک دسته گل بزرگ رز قرمز، ۱۶ شاخه بلند و یک کارت!
قبل و در حین صبحانه خوردن برای خودم آهنگ تولدت مبارک را به فارسی، فرانسه و انگلیسی خواندم!
باید بروم و اولین کار سی سالگی ام را تحویل بدهم. عکس هم خواهم گرفت.
پ.ن. برای مامانم باید سخت باشد که کسی را که برای اولین بار به او زندگی بخشیده کنار خود نداشته باشد. نمی دانم شاید من این طور فکر می کنم.
پ.ن. ۲ شام هم با چند نفر دیگر بیرون هستیم!
پ.ن. ۳ هوم! کلی لوس شدم! کادوی تولد یک کیف فیلوفاکس زرشکی و یک عینک آفتابی D&G. فقط باید تا تابستان بعدی صبر کنم!